معماری سنتی ایرانی تا معماری معاصر ایران

Auto CADکاربرد رایانه در معماری
آذر ۲۵, ۱۳۹۵
خلق یک اثر در معماری
آذر ۲۵, ۱۳۹۵
نمایش همه

معماری سنتی ایرانی تا معماری معاصر ایران

برخی از محققان نظیر پروفسور ویلبر معتقدند که اجرای هر طرح معماری به سه عنصر اجتماعی بستگی دارد. اول، جامعه­‌ای که به آن طرح نیازمند است. دوم، شخص یا اشخاصی که از اجرای طرح حمایت می‌کنند و هزینه‌های مالی آن را متعهد می‌شوند. سوم، استاد کارانی که طرح را اجرا می‌کنند. در هر دوره از معماری ایران بناهای با ویژگی‌های گوناگون در روستا و شهر و مناطق مختلف ساخته شده که کاربری‌های متفاوتی داشته اند.بناهای ایران در دوره اسلامی دو دسته هستند.

دسته اول: بناهای مذهبی: مساجد- آرامگاها- مدارس- تکیه‌هاو …

دسته دوم: غیرمذهبی: پل – کاخ – کاروانسرا و …

با آغاز اسلام در سرزمین ایران و بسط و گسترش آن در هنر و معماری اسلامی تا مدت‌ها متکی به گذشته بود از آن پس، هنرمندان مسلمان با تکیه بر عناصر هنری گذشته خود، به ویژه هنر ساسانی و باالهام از روح اسلامی، معماری ایران را رونق تازه‌ای بخشیدند و با ابداعات خود معماری جدیدی را در این دوران بنیان نهادند.

در آغاز حکومت اسلامی، احداث مساجد در مقایسه با سایر بناهای اسلامی اهمیت بیشتری داشت و مساجد جز بزرگترین بناها در هر شهر و روستا بود ولی با این وجود همیشه تناسبات و توجه به انسان در معماری اسلامی رعایت می‌شده است.

از ویژگی بارز معماری سنتی ایران به‌خصوص معماری دوره اسلامی می‌توان به استفاده از مصالح ارزان و در دسترس اشاره کرد به همین خاطر است که آجر و گچ جز مصالحی هستند که در بیشتر بناهای شهر و روستا به کار می‌رفته است.

اوایل معماری مدرن در ایران را باید در دوره قاجار یا به عبارت دیگر آغاز آن را باید در دوره ی پادشاه سیاح(ناصرالدین شاه) جستجو کرد.در این دوره با معماری التقاطی و بینابینی با صورت جهش یافته رو به رو هستیم. آفرینندگاه این گونه آثار یک پایشان در گذشته است و یک پایشان در درگردیسی‌ها و تکامل‌های آینده آثار چنین هنرمندانی لاجرم اختلاطی و دورگه است زیرا اوضاع و احوالی که در آن شکل گرفته اند، وضعیتی بینابینی دارد و عرصه بینابینی ضرورتا عرصه گذر است، محل ظهور حیطه سومی است که نه این است و نه آن.

با تامل بر هنر و معماری قاجار در می‌یابیم که هنرمندان آن دوره به روال فرهنگ ایرانی اینگونه عمل نموده اند که فرهنگ بیرونی را در خود مستحیل سازند، نه خویشتن را در آن؛ و این یکی از ارزشمند ترین رویکردهای هنر قاجاری است.

از این روست که در نقوش کاشیکاری‌ها و تذهیب‌های روران قاجار با طرح‌های جدیدی به نام گل فرنگی آشنا می‌شویم. اینکه این تلفیق در تمام موارد ارادی و با احساس مسولیت هنرمندان نسبت به میراث گذشته ی خود بوده یا از ناتوانی آنان در درک و اجرای اصول و مفاهیم هنر و معماری غرب نشات گرفته است جای بحث دارد.البته به خاطر اینکه اموزش اکادمیک هنر و معماری در ایران در آن دوره سابقه نداشت و اغلب هنرمندان به نحوی خود آموخته و اکثریت از راه تصاویر با معماری غرب آشنا می‌شدن. بنابراین منطقی تر این است که تلفیق این دو نظام را تا حد زیادی ناخواسته و نتیجه نفوذ دیرپای سنت کهن از یک سو و عدم آشنایی کافی با اصول علمی و اکادمیک هنر اروپای تلقی کنیم.

سنگینی و رسوب نظام زیباشناسی هنر و معماری و نا آگاهی از مبانی هنر اکادمیک جدید و خام دستی در تقلید کامل از آن به ظهور این “ملغمه” تبدیل شد که صرف نظر از مقایسه آن با هنر اروپایی،ویژگی‌های ممتاز و یگانه ای دارد.

با توجه به اینکه دیدگاه و نظرات بستر حاکمه دوره قاجار از نظر تفکر حاکم و انعکاس آن از نظر مفهومی در معماری شباهت بسیار زیادی به دوره باروک فرانسه دارد.ساخت قصر و کاخ در دوره قاجار همانند باروک فرانسه بسیار زیاد بود و این کاخ‌ها در این بستری برای سوغات‌های وارداتی فرنگی بود همانند باغ وحش و پارک.

اگر بخواهیم معماری دوره قاجار را از زاویه خلاقیت فضایی بررسی کنیم معماری این دوره ارزش‌های بالایی پیدا می‌کند و در جایگاه برتر و تکامل یافته تری نسبت به معماری‌های دوره قبل از خود چون زندیه و صفویه قرار می‌گیرد.چرا که در معماری این دوره خلاقیت فضایی افزایش می‌یابد و تنوع فضاها بیشتر می‌شود و فضاهای نوینی خلق می‌شود.

فضاها در این دوره به گشایش و سبکی بیشتری می‌‌رسند و الگوهای قدیمی معماری ایران در جهت گسترش فضا تکامل می‌یابند.به طور خلاصه اگر تکامل معماری را گشایش، شفافیت و سبکی فضاها بدانیم؛ معماری این دوره به عنوان مرحله تکامل معماری قدیم ایران مطرح می‌شود از طرفی وقتی معماری را از زوایای دیگری مانند اندازه‌ها،تناسبات،و شکل‌ها و تزیینات نگاه می‌کنیم،معماری دوره قاجار وضعیت نازلتری نسبت به دوره‌های گذشته و به خصوص دوره صفویه نشان می‌دهد.در اصل هنر و معماری ایران گامی به سوی تفکر مدرن بر نداشت بلکه حرکتی ناخواسته و ناخوداگاه در مسیر اسطوره‌ای انجام داد.

سال ۱۳۰۴ با شروع سلطنت رضا شاه را باید سال شروع نوسازی ایران یاسال شکل گیری «ایران نوین» دانست.هدف بلند مدت رضاشاه، بازسازی ایران طبق الگویی غربی بود او برای رسیدن به جامعه مدرن همانند جامعه اروپایی باید موانع این مقصد را که مذهب و سنت بود، از سر راه بر می‌داشت.

در دوره پهلوی اول نمودهای شبه مدرنیستی حاکم بود و شبه مدرنیسم شکل گرفته در ایران،تقلیدی جاهلانه و نسنجیده از نظریه­ها، روش‌ها و آرمان‌های تجربه شده کشورهای غربی است. رضاخان در دوره زمام‌داری دارای اهداف و تفکری بر مبنای ناسیونالیسم باستان‌گرایی بود.

رضاشاه برای رسیدن به منزلت مدرن، بخش‌های بسیار زیادی از قسمت‌های سنتی شهرهای بزرگ را ویران کرد زیرا دارای عمارت‌های قدیمی بودند.

جو معماری ایران در دوره اول آبشخور سه جریان فکری بود.

اول: تداوم معماری قاجار؛ دوم: سبک معماری اوایل مدرن و سوم: نئوکلاسیک اروپا با تلفیق موتیف‌های ایرانی (سبک ملی)

– اولین گرایش این دوره که اکثر معماران سنتی از حامیان این گرایش بودنند و اغلب مردم برای ساختمان‌های کوچک و معمولی با مراجعه به معماران سنتی اقدام به ساخت همچین بناهایی می‌کردند. معماری این دوره را باید، معماری اواخر قاجار با تلفیق عناصر وارداتی دانست که با کمی تغییر در مصالح و تکنیک ساخت همان معماری اواخر دوره ناصری دانست.

– گرایش دوم که از سوی معماران خارجی و تحصیلکردگان ایرانی در خارج حمایت می‌شد در اصل معماری مدرنی بود که تحت تاثیر مکتب وین و هنر و معماری،اکسپرسیونیسم آلمان قبل از ۱۹۳۰ میلادی قرار داشت.ولی فرق مهمی که معماران مدرن ایرانی با همتایان خارجی خود داشتند در این است که معماران ایرانی حتی وارطان هوانسیان که سردسته معماران مدرن ایرانی به شمار می‌رود سعی داشتند به آثار خود رنگ و بوی ایرانی بدهند و همیشه کپی و تقلید صرف از معماری سنتی را نفی می‌کردند به عبارت دیگر هدف اصلی آنها آشتی دادن هوشمندانه معماری مدرن با معماری ایرانی بوده است.ولی این روش در این دوره چندان موثر واقع نشد و بالندگی معماری مدرن را باید در دوره پهلوی دوم جست و از سبک‌های غالب آن دوره است.

– گرایش سوم را باید سبک قالب معماری پهلوی اول دانست . این سبک چیزی نیست جز سبک معماری فاشیسم اروپا،عمدتاً معماری المان هیتلری.

معماری نئوکلاسک اروپا سبک محبوب دیکتاتورهاست.بناهای پایدار و عظمت گرا که با سرعت ساخته می‌شوند از ویژگی معماری فاشیسم است.

اما در دوره پهلوی دوم آثار مطرح معماران مدرن مانند لوکوربوزیه، فرانک لویدرایت، آلوار آلتو، جیمز استرلینگ و … در ایران حمایت می‌شد.نتیجه آن معماری مدرنی بود که با عنوان معماری شبه مدرنیستی نام گذاری گردید.از رخدادهای مهم معماری این دوره می‌توان به همایش معماری در سال ۱۳۴۹ و ۱۳۵۳ در ایران اشاره کرد که همایش اول به سبب حضور لویی کان برای معماران ایرانی بسیار مهم و تاثیرگذار بود.در این همایش بحث‌های حول محور تلفیق مفاهیم سنتی با تکنولوژی مدرن مطرح شد که لویی کان در این همایش با ارائه مفاهیم فلسفی و شاعرانه خود از معماری تاثیر عجیبی بر معماران ایرانی گذاشت کان در صحبت‌هایش می‌گوید” سنت به راستی احساس نیرومندی است این چیزی نیست که شما آن را ببینید مگر اینکه آن را حس کنید.” این سخنان برای جامعه ایرانی که در سایت‌های تاریخی و کاخ‌های صفویه و قوس و گنبد به دنبال حکمت و ایده‌ای معماری می‌گشت نویدی بود که بتواند هرچه بیشتر در خویشتن بوم گرایی خویش فرو برود.در اصل معماری ایرانی نه از طریق مباحث نظری بعد از مدرن بلکه از طریق کارهای چهار معمار معروف جهان یعنی لویی کان، آلوار آلتو، جیمز استرلینگ و تا حدی حسن فتحی به عمق بوم گرایی و تاریخ گرایی پی بردند. همانگونه که این معماران را نمی‌توان در زمره پست مدرن دانست، جو غالب معماری ایران در این دوره را هم نمی‌تواند در این زمره دانست.

در معماری سنتی ایرانی همیشه توجه به ارکان پنچ گانه مطرح شده توسط استاد پیرنیا رعایت می‌شده و توجه به اقلیم و مصالح از ویژگی‌های بارز این معماری بوده است به طوری که همین محدودیت‌ها چه از نظر اقلیمی و چه از نظر مصالح همیشه باعث نوآوری و ابداعات بدیعی در معماری ما شده است، تا جایی که امکان زیست در بدترین شرایط اقلیمی با توجه به محدویت‌های موجود را برای ساکنین آن منطقه فراهم می‌کرده است.

اگر معماری معاصر ایران را اواخر دوره قاجار تاکنون در نظر بگیریم. به گفته جمال‌زاده تهران را در پایان دوره قاجار ۱۳۰۴ خورشیدی ،شهری فرنگی مآب و دارای برخی از آثار تمدن از قبیل اتومبیل، تلفن و هتل ذکر کرد.ولی در معماری این دوره تلفیقی مثله شده از معماری گذشته ایران و معماری غربی آن زمان بود که فقط برداشتی ظاهری و غیراکادمیک از آنها بود مانند قصر فیروزه که از فرم‌های قوسی با تزیینات کاملا ایرانی و اسلامی و تنها قسمت مدرن نیم قوس‌های تزیینی با پنجره‌های دایره شکل است.

ولی پس از نابودی دودمان قاجار و روی کار آمدن رضاشاه همانطور که گفته شد جو غالب معماری آبشخور سه جریان فکری بود که مهم‌ترین آن‌ها معماری نئوکلاسیک باستان گراست. رضاخان همواره با اتصال خود به گذشته سعی در مشروع نشان دادن وجهه خود داشت. او در معماری همین رویه را پیش گرفت و بناهای باعظمت و همراه با برداشت‌های فرمال و ظاهری از تاریخ ولی این روش در دوره پهلوی دوم اکثرا برداشتی مفهومی از معماری گذشته است که توجه به بوم گرایی را هم مد نظر خو داشته‌اند.

مهندس پرویز اصلانی، کارشناسی ارشد معماری و مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 

تستت متن منو